گزینه های مهم در درمان چاقی و کاهش وزن

یکی از روش‌های مؤثر در درمان چاقی و کاهش وزن انجام جراحی می‌باشد که معمولاً برای بیماران با ضریب بی ام آی بیش از ۴۰ که به دیگر روش‌های درمانی پاسخ نمی‌دهند، توصیه می‌شود. هدف از انجام جراحی‌های چاقی  و کاهش وزن فرد و پیشگیری از ایجاد مشکلات ناشی از چاقی کاهش وزن مفرط مانند دیابت و فشار خون بالا است. این جراحی به دو روش می‌تواند وزن را کاهش دهد.

 

جرای معده برای چاقی و کاهش وزن

چاقی و کاهش وزن

جراحی‌های پیشگیرانه[۱]: در این نوع جراحی‌ها  برای درمان چاقی و کاهش وزن ، معده کوچک می‌شود تا مقدار غذای مصرفی بیمار کاهش یابد.

 

چاقی و کاهش وزن

جراحی‌های مداخله کننده در جذب[۲]: با انجام این نوع جراحی‌ها هضم و جذب غذا مختل می‌گردد. این جراحی نسبت به جراحی‌های پیشگیرانه تهاجمی‌تر بوده که طی آن بخشی از مسیر گوارشی برداشته شده یا بایپس می‌شود. از جراحی‌های چاقی می‌توان به گاستریک باندینگ[۳]، گاستریک اسلیو[۴]، گاستریک بایپس[۵]، انحراف بیلیوپانکراتیک[۶] ، قرار دادن بالون معده و تا کردن معده[۷] اشاره نمود

تحلیل شناختی-رفتاری از افزایش وزن

درمان مبتلایان به چاقی دو دلیل مرتبط به هم برای شکست در پرداختن به راهبردهای ابقای وزن موثر وجود دارد. نخست آنکه، آنان نه به هدف های کاهش وزنشان دست یافته اند و نه به مزیت های مورد انتظار ناشی از دست یابی به آنها؛ در نتیجه آنان تلاش های کاهش وزنشان را رها می کنند.دوم آنکه، تحت این شرایط آن ها نیاز به فراگیری مهارت های ابقای وزن را نادیده می انگارند و به این ترتیب به عادت های خوردن قبلیشان برمی گردند و از اینجاست که وزن افزایش میابد.

درمان شناختی-رفتاری

کارارد و همکاران (۲۰۱۲)، با کارروی ۹۲ آزمودنی زن که آنها را به دو گروه تقسیم کرد. یک گروه شامل ۲۲ نفر که از لیست گروه مشاوره درمان چاقی در بیمارستان سوئیس انتخاب شد و یک گروه شامل ۷۰ نفر از طریق روزنامه و انترنت اانتخاب شدند. گروه اول فقط یک رژیم غذایی دریافت کردند و گروه دوم گروه درمانی رفتار درمانی شناختی (CBT   ) دریافت نمودند. این درمان به صورت اینترنتی به افراد داده شد. طول درمان به مدت شش ماه بود. پرسشنامه های استفاده شده در این پژوهش شامل : پرسشنامه اختلال خودن(EDE-Q) که شامل ۲۸ ماده، پرسشنامه خوردن سه عاملی (TFEQ) 51 ماده دارد، پرسشنامه رفتار تکانشگری ( VPPS)، پرسشنامه حساسیت به مجازات و پاداش (SPSRQ) شامل ۳۵ ماده، پرسشنامه افسردگی بک (BDI) یک پرسشنامه خود گزارشی است و ۲۱ آیتم دارد و مقیاس عزت نفس روزنبرگ (RSES) یک مقیاس ۱۰ آیتمی است که اعتماد به نفس را می سنجد. در این مطالعه نشان داده شد که رفتار درمانی شناختی (CBT  ) با کم کردن عاطفه منفی نسبت به رژیم غذایی تاثیر بیشتری دارد و رفتار تکانشگری که مربوط به اختلال شناختی  است را کم می کند و این کمک می کند که فرد پرخوری خود را کنترل کند.  برنان و همکاران(۲۰۰۸)، با کار روی ۶۳ نوجوان به این نتیجه رسیدند که اثربخشی مصاحبه انگیزشی و رفتار درمانی شناختی در درمان طولانی مدت بسیاری از اختلالات مقاوم به درمان، موثر است. که این روش مورد استفاده در نوجوانان دچار اضافه وزن نیز موثر بود. این مطالعه داده های پایه و بررسی کامل از طراحی و مطالعه روش درمان را فراهم کرد و ارزیابی اثربخشی مصاحبه انگیزشی و رفتار درمانی شناختی در درمان نوجوانان را نشان داد . این برنامه مصاحبه به طور خاص برای هدف این تحقیق طراحی شد . برای جمع آوری اطلاعات در محیط خانه ، تاریخچه پزشکی ، وزن گذشته و حال، مصرف غذا و رفتارهای غذا خوردن، عوامل شناختی و اجتماعی، فعالیت های روزانه، فعالیت فیزیکی و رفتارهای  بی تحرکی شرکت کنندگان پرسیده شد. هدف مصاحبه انگیزشی افزایش انگیزه نوجوان به تغییر غذا خوردن و رفتارهای فعالیت جسمانی آنها بود. مصاحبه به صورت فردی و هر جلسه ۶۰ دقیقه بود. یک مصاحبه نیمه ساختار یافته برای نوجوانان که به فرد کمک می کرد بر خوردن و وزن خود کنترل داشته باشد. در هر جلسه به فرد تکلیف داده می شد و جلسه قبل نیز بررسی می شد. جلسات شامل ۱۲ جلسه حضوری و تلفنی به مدت شش ماه بود. در پایان هر جلسه نوجوانان اهداف تغییر رفتار خود را ثبت می کردند. بین جلسات، نوجوانان به نظارت بر رفتار اهداف تغییر و ضبط غذا خوردن و عادات فعالیت بدنی خود تشویق می شدند. صادقی، غرایی، فتی و مظهری (۲۰۱۰)، در کار خود بر روی ۴ زن که مبتلا به چاقی بودند در مان شناختی رفتاری چاقی در کاهش وزن و ابقای آن موثر است و تغییراتی در رضایت از تصویر بدن و باورهای شخصی درباره ی ظاهر و خود کارآمدی وزن موثر است .  در این پژوهش که شامل ۲۴ جلسه درمانی بود به افراد کمک شد که کاهش وزن را بپذیرند ، تشویق به پذیرش ثبات وزن نه کاهش آن و کمک به فرد برای فراگیری مهارتهای رفتاری و پاسخ های شناختی مورد نیاز برای کنترل موفقیت آمیز وزن. پرسشنامه های به کار برده شده در این پژوهش شامل پرسشنامه روابط چند بعدی بدن-خود (MBSRQ) یک آزمون ۴۶ پرسشی برای سنجش چند بعدی بدن-خود ساخته شده است، پرسشنامه طرح واره های ظاهر (ASI)، پرسشنامه سبک زندگی کارآمدی وزن (WEL)، در یک کارآزمایی آزمایشی تک آزمودنی ازنوع طرح خط پایه ای چند گانه فراینده درمان، در دو فاز کاهش و ابقای وزن، بر روی چهار بیمار زن چاق انجام شد. بیماران مبتلا به چاقی بر اساس نمایه ی توده بدن، در پنج مرحله ی خط پایه و جلسه ی ششم، دوازدهم، هجدهم و بیست و چهارم، پرسش نامه ی مربوط چند بعدی بدن-خود، پرشس نامه ی طرح واره های ظاهر و پرسش نامه ی سبک زندگی کار آمدی وزن را تکمیل نمودند. البته وزن کشی بیماران در ابتدای هر جلسه درمان انجام می شد. داده ها به کمک رسم نمودار و محاسبه ی میزان بهبودی ارائه کردید. نتایج نشان داد که درمان شناختی رفتاری چاقی در کاهش وزن و ابقای آن موثر بوده و به تغییر این رضایت از تصویر بدن، عقاید شخصی درباره ی ظاهر و خود کارامدی وزن انجامیده است.  رفتار درمانی شناختی در درمان مبتلایان به چاقی موثر است. نتایج حاصل از این پژوهش با نتایج پژوهش قبلی و ساخت نظری درمان با درمان شناختی-رفتاری چاقی پیشنهاد شده از سوی کوپر، فیربورن و هاوکر همسان می باشد.

هومن، هنرمند، خواجه الدین و زرگر(۱۳۹۰)، با کار بر روی ۳۰ بیمار مبتلا به پرخوری که از گروه های انجمن پرخوری(OA) انتخاب شده بودند افراد را به دو گروه تقسیم کردند یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل و گروه آزمایش به مدت شش هفته در جلسات گروه درمانی شناختی رفتاری شرکت کردند این شیوه باعث کاهش پرخوری گروه کنترل شد و قبل و بعد از مداخله پرسشنامه پرخوری اجرا شد. پرسشنامه پرخوری شامل ۱۶ ماده است.

بارات، رادولف و هیبرت (۲۰۱۴)، در مطالعه خود بر روی ۲۶ نفر، که افراد را به دو گروه تقسیم کردند (بعد از غربالگری و گرفتن تست های، بررسی اختلال خوردن، مقیاس احترام به نفس روزنبرگ، پرسشنامه ی نشانگان کوتاه پاسخ و آزمون ارتباط ضمنی) به این نتیجه رسیدند که با استفاده از درمان شناختی رفتاری می توان فرایندهای شناخت ضمنی[۸] افراد پرخور افراطی را شناسایی کرد و با درمان این بخش می توان انگیزه و عزت نفس افراد را بالا برد، این روش باعث می شود افراد خوردن خود را کنترل نمایند.

کوپر و همکاران (۲۰۱۰)، در مطالعه خود بر روی ۱۵۰ نفر زن چاق به این نتیجه رسیدند که درمان شناختی رفتاری بهتر از درمان رفتاری است و پایداری بلند مدتی نیز دارد. افراد در طی ۴۴ جلسه وارد درمان شده و بعد از سه سال پیگیری کاهش وزن پایدارتری داشتند. درمان بیشتر درمان روانی بود و خود هدایتی و مداخله در آن حداقل بود.

ماشب، گریلو و رولز (۲۰۱۱)، در مطالعه خود بر روی ۵۰ نفر و تقسیم آن ها به طور تصادفی به دو گروه، یک گروه درمان شناختی رفتاری و یک گروه رژیم غذای کم کالری دریافت نمودند. افراد شرکت کننده در پایان درمان ۸۶ درصد بودند. افرادی که درمان شناختی رفتاری دریافت نمودند در پایان و ۱۲ ما پیگیری بعد از آن ۳۰ درصد از افراد ۵ درصد از وزن خود را از دست دادند بهبودی از ۵۵ تا ۷۵ درصد را در پرخوری بیمارگونه خود داشتند. این نتایج نشان داد که درمان شناختی رفتاری بهتر از رژیم غذایی کم کالری است. پرسشنامه های به کار برده شده در این پژوهش: پرسشنامه بررسی اختلال خوردن، خود نظارتی رفتار خوردن سه عاملی، پرسشنامه خوردن و پرسشنامه افسردگی بک.

وریج و همکاران (۲۰۰۹)، در مطالعه خود بر روی ۲۰۴ شرکت کننده دارای رضافه وزن و چاق که به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند، یک گروه درمان شناختی به همراه رژیم غذایی و یک گروه درمان رژیم غذایی و ورزش را دریافت نمودند. هر دو گروه به درمان خوب پاسخ دادند با این حال درمان شناختی به همراه رژیم غذایی به طور قابل توجهی بهتر از درمان رژیم غذایی و ورزش بود. اثرات درمان شناختی به همراه رژیم غذایی پایدارتر و امیدوارکننده تر برای درمان چاقی است. پرسشنامه های کاربرده شده در این پژوهش: پرسشنامه ی افسردگی بک، پرسشنامه بررسی اختلال خوردن و عزت نفس روزنبرگ می باشد.

آنسی (۲۰۱۰)، در مطالعه ی خود به این نتیجه رسید که اثرات ورزش بر بدن به خوبی شناخته نشده است.  شرکت کننده گان در این پژوهش زنان چاقی که  به دنبال کاهش وزن بودند به صورت تصادفی به گروه ورزش های پشتیبانی شده توسط یک پروتکل شناختی رفتاری (تعداد = ۶۸) و یا روش مقدماتی اختصاصی معمولی (تعداد= ۶۶)، شرکت داده شداند. پرسشنامه های استفاده شده در این پژوهش: ارزیابی رضایت بدن (مقیاس رضایت مناطق بدن BASS)، خود نظارتی اثر بخش (مقیاس ورزش خودکارآمدی، ESE)، فیزیک خود مفهومی (فیزیک خود مفهومی. PSC)، ترکیب وزن و بدن، بیش از ۶ ماه انجام شد. شرایط پشتیبانی  از شناختی رفتاری بیشتر از بقیه بود. پالمریا و همکاران (۲۰۱۰)، در مطالعه ی خود بروی ۱۴۲شرکت کنندگان زن که دارای اضافه وزن یا چاق بودند. به این نتیجه رسیدند که برنامه درمان شناختی رفتاری چاقی، ارزیابی تغییرات ناشی از درمان در بدن و سلامت روانی پیش بینی  کننده تغییرات وزن در درمان و پیگیری پس از  است. شرکت کنندگان در این برنامه درمانی رفتاری شامل درمان ۴ ماه یک دوره و ۱۲ماه پیگیری پس از آن است. متغیرهای روانی اجتماعی در طول درمان بهبود یافته و این تغییرات با کاهش وزن  در۴ ماه در ارتباط است. تغییرات کوتاه مدت در نارضایتی اندازه بدن و خلق و خوی  کاهش وزن طولانی مدت پیش بینی شد. نگرش و عزت نفس افراد تغییر کرد واین نشان می دهد که نقش طولانی مدت در درمان رفتاری شناختی وجود دارد. پرسشنامه های کاربرده شده در این پژوهش: عزت نفس روزنبرگ، تصویر بدن و وضعیت بدن می باشد.

ریکا و همکاران (۲۰۱۰)، در مطالعه ی خود بروی ۱۴۴شرکت کننده که مبتلا به اختلال پرخوری بیمارگونه داشتند آن ها را به دو گروه تقسیم کردند یک گروه درمان فردی و یک گروه درمان گروهی شناختی رفتاری دریافت کردند. این افراد با استفاده از مصاحبه بالینی و پرسشنامه خود گزارشی مورد بررسی قرار گرفتند.  نگرش خوردن و رفتار، غذا خوردن احساسی، آسیب شناسی روانی به طور کلی ارزیابی شد. کم غذا خوردن احساسی که تنها پیش بینی کننده کاهش وزن شد. اضافه وزن در دوران کودکی ، پیش بینی کننده اختلال پرخوری بیمارگونه است، و غذا خوردن احساسی پیش بینی بالا، در مقاومت در برابر درمان بودند. در این پژوهش به این نتیجه رسیدند که گروه درمانی بهتر از درمان فردی است.

صالحی، پورشریفی و بیدادیان (۱۳۹۳)، با کار روی ۱۳۰ شرکت کننده زن که برای کاهش وزن به کلینیک لاغری مراجعه نموده بودند انتخاب شدند تا در این پژوهش شرکت کنند. همراه با سنجش اول،  داده های مرتبط با متغیرهای کارآمدی، حمایت اجتماعی ادراک شده، ویژگی های شخصیت، افسردگی و تصویر بدنی، و همراه با سنجش دوم داده های مقیاس پیروی از توصیه های درمانی برای تعیین میزان پیروی افراد، به  دست آمد. هدف پژوهش از نوع مطالعات بنیادی بود. بر اساس این پژوهش می توان نتیجه گرفت که زنان چاق دارای پیروی از درمان بالا، افسردگی پایین، سازگاری و برونگرایی بالا، در تلاش برای کاهش وزن موفق تر هستند.

در تمامی مطالعات فوق، به مناسب بودن درمان شناختی رفتاری با شیوه های متفاوت اشاره شد. هرکدام از مطالعات یک سری از پرسشنامه های موجود را در مطالعه ی خود به کار برده بودند، ولی هیچ یک مشخص نکرده بودند که یک درمانگر برای اینکه درست تشخیص دهد، فردی که وارد درمان شناختی رفتاری می شود با داشتن چه خصوصیاتی احتمالا، درمان او موثر تر خواهد بود و درمان را کامل خواهد کرد. همه مطالعات فقط به این نتیجه رسیده بودند که درمان شناختی رفتاری روی افراد اثر بیشتری نسبت به دیگر درمانها دارد. این پژوهش قصد دارد تا یک بسته ارائه دهد که درمانگران بدونه ارزیابی فرد را وارد درمان نکنند، زیرا زمانی که یک درمان، مناسب فردی نباشد که وارد درمان می شود؛ فرد درمان را رها خواهد کرد. بعد از رها کردن درمان سرخوده شده و احتمال اینکه دیگر به دنبال درمان نرود بسیار بالا می رود، در نتیجه باید درست تشخیص داد و افرادی با احتمال موفقیت در درمان را به این درمان وارد کرد؛ و فردی که احتمال درمان او پایین است را وارد نکرده به او توصیه شود به فکر یک درمان مناسب برای خود باشند. در فرهنگ ایران این طور باب است که اگر یک درمان روی یک فرد پاسخگو باشد، آن را به دیگری نیز توصیه می کنند در صورتی که این فرهنگ اشتباه است و در صورت موفق نشدن فرد ی که به آن درمان توصیه شده است باعث سرخوردگی و کنار گذاشتن درمان می شود. پس زمانی که درست تشخیص دهیم و احتمال درمان بالا باشد به همان نسبت ماندگاری در ادامه درمان و نگه داشتن وزن مطلوب بالا می رود. در مطالعه ی صالحی و همکاران که در بالا اشاره شد، آنها نیز تقریبا کاری که این پژوهش قصد دارد انجام دهد، انجام داده اند البته با پرسشنامه های متفاوت و درمان متفاوت، در مطالعه ی فوق از رژیم کم کالری و ورزش استفاده شده است. همان طور که ذکر شد پژوهش حاضر با پرسشنامه های متفاوت و نوعی از درمان شناختی رفتاری (فصل سوم)، قصد دارد یک بسته ارزیابی را معرفی کند برای درمانگران شناختی رفتاری و افرادی که تمایل دارند از این طریق به وزن مطلوب برسند برای تشخیص و درمان بهتر و با احتمال بالاتر.

[۱]Restrictive Surgeries

[۲] Malbsorptive Operations

[۳] Gastric Banding

[۴] Gastric Sleeve

[۵] Gastric Bypass

[۶] Biliopancreatic Diversion

[۷] Gastric Plication

[۸] Implicit

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *